ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

332

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

سليمان گفت : رشيد به من امر كرد ، دنبال جبرئيل بروم ، ولى خودم را به او نشان ندهم ، تا به‌بينم او چه مىكند و گزارش امر را به او بدهم . منهم بامر او عمل كردم و گمان مىكنم ، عمل من بر جبرئيل مخفى نماند ، زيرا مىديدم كه فوق العاده مراقب كار خود مىباشد . جبرئيل بگوشه‌اى از خانهء عون رفت و غذا خواست . در غذاى او ماهى هم بود و سه قدح نقره خواست ، كه در يكى از آنها يك قطعه ماهى گذارد و روى آن شرابى از نوع شراب « طيرناباذ » كه شراب خالص بود بر آن ريخت و گفت : اين خوراك جبرئيل است . در قدح ديگر يك قطعه ماهى گذارد و آب يخ بر آن ريخت و گفت : اين خوراك امير المؤمنين است ، به شرط آنكه ماهى را با چيز ديگر مخلوط نكند . در قدح سوم يك قطعه ماهى و يك قطعه گوشت از خورشهاى مختلف و سرخ‌كردنى و شيرينى و مبردات و جوجه گذارد و بر آن آب يخ ريخت و گفت : اين خوراك امير المؤمنين است ، اگر ماهى را با غذاهاى ديگر مخلوط كند و هر سه قدح را بسفره‌دار سپرد و گفت : اينها را نگاهدار تا امير المؤمنين از خواب بيدار شود . سليمان خادم گفت : سپس جبرئيل مشغول خوردن ماهى گرديد و از آن شراب خالص هم هرگاه تشنه مىشد مىآشاميد . سپس خوابيد و چون هارون الرشيد از خواب بيدار شد ، از من پرسيد جبرئيل چه كرد و آيا از آن ماهى خورد يا نه ؟ . من جريان كار را براى خليفه نقل كردم . رشيد دستور داد ، هر سه قدح را بياورند . ديد ظرفى كه ماهى داشته و شراب خالص روى آن ريخته بود ، گوشت ماهى از هم پاشيده شده و چيزى از آن باقى نمانده است . اما قدحى كه آب يخ روى آن ريخته بود باد كرده و دو برابر شده است و قدحى كه ماهى را با چيزهاى ديگر مخلوط كرده بود ، بوى آن تغيير نموده و گنديده است . در اين وقت هارون الرشيد امر كرد پنج هزار دينار براى جبرئيل بفرستند و گفت : كيست كه مرا در محبت بجبرئيل ملامت كند . طبيبى كه اين‌گونه مراقب سلامتى من است ، من حق دارم به او محبت كنم و پول به او دهم .